تبليغاتX
شمعی درتاریکی
سیاسی -اقتصادی-اجتماعی

 

 


مهم ترين سند بالادستي نظام، براي کشور آينده يي را پيش بيني کرده که براساس آن ايران در افق 1404 کشوري توسعه يافته و قرار گرفته بر نوک قله کشورهاي آسياي جنوب غربي است.

سند چشم انداز در کنار سياست هاي کلي برنامه چهارم که به امضاي رهبري رسيده نقشه راهي بود که بنا داشت جهت حرکت ايران در 20 سال آينده را مشخص کند. رسيدن به نوک قله منطقه نيازمند الزاماتي نظير کاهش نرخ تورم، بيکاري و افزايش رشد اقتصادي به همراه بهبود فضاي کسب و کار و ديگر شاخص هايي بود که دستيابي به آن نه از سر انتخاب بلکه به دليل ضرورت هاي پيش روي کشور بود. به باور تدوين کنندگان اين اسناد اگر کشور به اين شاخص ها دست پيدا نکند از مدار باطل توسعه نيافتگي خارج نخواهد شد، اما در سال سوم برنامه چهارم و افق چشم انداز آيا ايران در مسير پيش بيني شده قرار گرفته است؟ مقايسه شاخص ها بهترين روش براي نشان دادن روند طي شده است.

  1-نرخ تورم

يکي از اهداف برنامه چهارم کاهش متوسط نرخ تورم طي سال هاي اجراي برنامه بود اما آخرين گزارش هاي نهاد بين المللي و داخلي حاکي از آن است که نرخ تورم اقتصاد ايران در آغاز سال جاري به 20 درصد رسيده است.

ايران با دارا بودن نرخ تورم 20 درصد در رتبه اول خاورميانه از نظر اقتصاد با تورم بالا و رتبه پنجم جهان قرار گرفته است.

از مجموع 200 کشور بررسي شده، 175 کشور از ايران تورم کمتري داشته اند.

بنابر گزارش هاي منتشر شده از سوي نهادهاي بين المللي مانند صندوق پول در حال حاضر تنها 11 کشور داراي تورم بالاي 15 درصد هستند.

 2- فساد اقتصادي

کاهش فساد يکي ديگر از اهداف تعيين شده براي رسيدن به کشوري توسعه يافته در منطقه بود.

برابر گزارش سازمان بين المللي شفافيت که يک موسسه غيردولتي در آلمان است، سطح شيوع مفاسد مالي و اقتصادي ايران در سال 2004 به گونه يي بود که در مقايسه با ديگر کشورها در رتبه 88 قرار گرفت.

اما از سال 2005 يعني سالي که دولت نهم آغاز به کار کرد اين رتبه به 93 تنزل کرد و در سال 2006 با کسب نمره 7/2 در جايگاه 131 قرار گرفت.

گزارش فوق بيانگر آن است که در چند سال گذشته سطح فساد اقتصادي در بدنه دولت افزايش يافته و ايران در زمره کشورهاي داراي فساد بالاي اقتصادي به حساب مي آيد.

 3-نرخ بيکاري

برنامه چهارم به منظور حرکت در مسير چشم انداز و دستيابي به اهداف افق 1404 نرخ بيکاري نيز قرار بود به زير 10 درصد برسد.

در پايان برنامه سوم براساس گزارش نظارتي برنامه نرخ بيکاري 4/14درصد محاسبه شده بود و بر اساس اعلام بانک مرکزي نرخ بيکاري در پايان سال گذشته به 9/11 درصد رسيده بود، اما اين کاهش بيکاري نياز به توضيح دارد.

رقم محاسبه شده برنامه سوم براساس تعريف فرد شاغل بر مبناي حداقل دو روز کار در هفته بود اما در سال 85، دولت نهم با تغيير تعريف فرد شاغل آن را بر مبناي حداقل يک ساعت کار در هفته تعريف کرد. تعريف جديد هر فردي را که در هفته يک ساعت کار کرده است از زمره بيکاران خارج مي کند، اگر چنين مبنايي براي استخراج ميزان بيکاري در پايان برنامه سوم لحاظ شده بود به طور قطع درصد بيکاري در انتهاي سال 83 کاهش قابل توجهي مي يافت.

4-کاهش سهم نفت

رهايي از درآمدهاي نفتي و تامين هزينه هايي از طريق درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدها از ديگر اهداف هدف گذاري شده برنامه چهارم بود که در جهت دستيابي به هدف اصلي تدوين شده بود.

قرار بود در پايان برنامه هزينه هاي جاري دولت از محل درآمدهاي نفتي تامين نشود به همين دليل جدول هشت برنامه سقف برداشت هاي دولت از درآمدهاي نفتي را طي سال هاي 88-84 معين کرده بود. سقف برداشت هاي دولت در طول اين سال ها نبايد از 16 ميليارد دلار فراتر مي رفت اما در سال جاري دولت با هزينه 60ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي يک انحراف 300 درصدي از برنامه داشته است. برداشت هاي دولت در سال 87، نسبت به رقم تعيين شده چهار برابر افزايش يافته است.

 5-تشکيل سرمايه ناخالص داخلي

تشکيل سرمايه ناخالص داخلي در سه سال گذشته روند کاهنده داشته است. اين رقم از 3/5 درصد در سال 84 به 3/3 درصد در سال 86 رسيده است. کاهش اين رقم نشان دهنده کاهش سرمايه گذاري و در نهايت توليد است. تفسير ديگري که مي توان از اين شاخص داشت بحث خروج سرمايه است. به اعتقاد کارشناسان وقتي تشکيل سرمايه ناخالص داخلي روند نزولي مي گيرد به معناي آن است که سرمايه هايي از کشور در حال خروج است. اين در حالي است که قرار بود بخش اعظمي از رشد اقتصادي هشت درصدي برنامه در گرو جذب سرمايه هاي داخلي و خارجي باشد.

6-درآمدهاي نفتي

بنا بر اعلام بانک مرکزي کل درآمدهاي نفتي در 8 سال دولت سازندگي 124 ميليارد دلار بود. اين درآمدها در هشت سال دولت اصلاحات به 193 ميليارد دلار رسيد.

دولت نهم از مرداد 84 که دولت را تحويل گرفته تا پايان سال 86 توانسته 180 ميليارد دلار نفت به فروش رساند. اگر درآمد سال جاري را که پيش بيني مي شود با توجه به صادرات روزانه دو و نيم ميليون بشکه به حداقل 80 ميليارد دلار مي رسد اضافه کنيم، درآمدهاي حاصل از فروش نفت در سه سال و نيم دوره مسووليت دولت نهم به 258 ميليارد دلار مي رسد که اين رقم 65 ميليارد دلار بيشتر از درآمد نفتي 8 ساله دولت خاتمي و دو برابر درآمد نفتي دولت هاشمي است.

اين در حالي است که در سه سال اول دولت دوم خاتمي ايران در منطقه منا داراي بيشترين رشد اقتصادي بود اما براساس آخرين آمارها ايران از لحاظ رشد اقتصادي جزء سه کشور آخر منطقه منا در سال گذشته قرار گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 7:59  توسط حسين حيدري | 


 مناقشه قيمت نفت در بودجه 87


بررسي بودجه 87 در کميسيون تلفيق مجلس به خاطر بهاي هر بشکه نفت در بودجه با مناقشات جديدي مواجه شده است. دولت در بودجه، قيمت هر بشکه نفت را 7/39 دلار در نظر گرفته و عنوان کرده وابستگي بيشتري به پول نفت وجود ندارد. اما برخي از چهره هاي اقتصادي مجلس با زير سوال بردن صحت اين آمار، قيمت هر بشکه در بودجه را 65 دلار عنوان مي کنند. اين مناقشه از آنجا بالا گرفته که اعضاي کميسيون تلفيق اقدام به جمع اعداد ارائه شده از سوي دولت در استفاده از درآمدهاي ارزي کرده و متوجه شدند اين رقم 42 هزار ميليارد تومان نبوده و در اصل 54 هزار ميليارد تومان است.هادي حق شناس نماينده بندرانزلي و عضو کميسيون تلفيق خبر داده که دولت اقدام به آمارسازي و به گونه يي وانمود کرده که در نگاه نخست تصور مي شود وابستگي دولت نهم به نفت مبتني بر بشکه يي 7/39 دلار است؛ «احمدي نژاد زمان تقديم بودجه عنوان کرد بودجه با قيمت هر بشکه 7/39دلار بسته شده اما سازمان مديريت سابق آن را 55 دلار عنوان کرد. اما آنچه در تلفيق بررسي شده حاکي از آن است که با احتساب بودجه عمراني، واردات بنزين، مقاوم سازي مدارس و مابه التفاوت قيمت تمام شده برق، آب و گاز سبب شده برداشت هاي ديگري هم از صندوق ذخيره ارزي صورت بگيرد.»به گفته عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس، دولت اين برداشت ها را به صورت ريالي از صندوق ذخيره ارزي محاسبه کرده تا با اين شيوه نمايندگان آن را در هزينه و درآمد ارزي محاسبه نکنند. چنانچه اگر موارد فوق به ويژه تفاوت قيمت تمام شده آب، برق و گاز با قيمت تثبيت شده آنها را محاسبه کنيم که از صندوق ذخيره ارزي برداشت مي شود، مجموعاً 12 هزار و 200 ميليارد تومان ديگر را بايد به وابستگي هاي بودجه به پول نفت اضافه کرد. بر اين اساس در مجموع 54 هزار ميليارد تومان مصرف بودجه يي دولت از درآمدهاي نفتي است که اگر تقسيم بر 365 روز و روزي 5/2 ميليون بشکه نفت شود، بهاي هر بشکه 65 دلار محاسبه مي شود. حق شناس عنوان کرد؛ «اعضاي کميسيون تلفيق تازه متوجه بازي اعداد دولت با مجلس شده اند. شيوه يي که سال گذشته هم در پيش گرفته شد اما عواقب چنين رفتاري از دولت، وابستگي بيشتر به درآمدهاي نفتي است.»اين در حالي است که دولت همچنان مصر است وابستگي به پول نفت کاهش يافته است. چنانچه حتي احمدي نژاد روز تقديم بودجه به مجلس بار ديگر عنوان کرد که به خاطر احتمال تحريم هاي پيش رو، به هشدار کارشناسان گوش داده و وابستگي به نفت را تا سقف هر بشکه 39 دلار کاهش داده اما شواهد گوياي آن است سال آينده بخش وسيعي از درآمد نفتي به حساب دولت خواهد رفت و صندوق ذخيره ارزي بيش از سال گذشته خالي مي شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 7:24  توسط حسين حيدري | 

وداع با رشد8درصدي اقتصاد؛ مهم ترين هدف کمي برنامه چهارم محقق نمي شود


: برآوردهاي موجود از نتايج اجراي برنامه چهارم حاکي از آن است که بايد با مهم ترين هدف کمي برنامه که اولين برش از سند چشم انداز است وداع کرد.

سند چشم انداز نظام در افق 1404، ايران را کشوري توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي، فناوري و... ترسيم کرده است.

براي رسيدن به جايگاه اول اقتصادي منطقه در 20 سال آينده، تحقق رشد 8 درصدي در برنامه پنج ساله چهارم هدف گذاري شد اما دولت احمدي نژاد به رغم برخورداري از درآمدهاي بالاي نفتي نتوانست مهم ترين هدف برنامه را که يکي از شاخص هاي مهم کلان اقتصادي و از کميت هاي اصلي براي اندازه گيري توليد است محقق کند.درآمدهاي نفتي از آن جهت در اقتصاد ايران حائز اهميت است که برخي پژوهش هاي معتبر نشان مي دهد که هر يک دلار افزايش در قيمت هر بشکه نفت، يک دهم درصد رشد اقتصادي کشور را افزايش مي دهد. به عبارتي، اگر قيمت نفت ايران نسبت به گذشته 30 دلار افزايش يابد، رشد اقتصادي بايد نسبت به همان زمان با افزايش سه درصد همراه باشد.

دولت احمدي نژاد در سال جاري 870 ميليون بشکه در طول سال صادر خواهد کرد که با توجه به قيمت بالاي نفت اگر متوسط قيمت فروش نفت ايران را در طول سال جاري 65 دلار فرض کنيم، درآمدهاي نفتي کشور به رقمي نزديک به 57 ميليارد دلار مي رسد. برابر اعلام بانک مرکزي در سال گذشته نيز فروش نفت رقمي بالغ بر 60 ميليارد دلار بوده است. در شش ماهه دوم 84 نيز که احمدي نژاد به طور رسمي دولت را در اختيار گرفت درآمدهاي نفتي ايران از مرز 30 ميليارد دلار گذشت. مجموع آمارها نشان مي دهد دولت نهم تا پايان سال جاري از زماني که تصدي امور اجرايي کشور را در اختيار گرفته نزديک به 150 ميليارد دلار درآمد نفتي کسب کرده است. اين رقم 44 ميليارد دلار بيشتر از درآمدهاي دولت از محل فروش نفت در طول اجراي برنامه سوم است. (کل درآمدهاي نفتي در پنج ساله برنامه سوم 106 ميليارد دلار بود.) به عبارت ديگر دولت نهم با دارا بودن 150 ميليارد دلار درآمد نفتي در پايان سال سوم برنامه بيش از کل 5 سال برنامه سوم از محل فروش نفت درآمد به دست آورده است. اما وقتي به آمارهاي حوزه هاي کلان با توجه به اثري که درآمدهاي نفتي بر اين حوزه دارد مراجعه مي شود، تصوير ديگري پيش رو قرار مي گيرد.

برنامه چهارم به عنوان اولين گام از سند چشم انداز براي پنج سال زمان اجراي برنامه رشد اقتصادي را پيش بيني کرده بود که متوسط آن به هشت درصد مي رسيد.اين ميزان رشد قرار بود در کنار اهداف کمي و کيفي پيش بيني شده براي 3 برنامه ديگر ايران را در 20 سال آينده بر قله اول اقتصاد منطقه بنشاند.

آهنگ رشد اقتصادي در طول سال هاي اجراي برنامه چهارم از 1/7 درصد شروع و به 4/9 درصد در سال آخر برنامه ختم مي شد.به عبارت ديگر رشد اقتصادي براي سال هاي 84 ، 85 ، 86 ، 87 و 88 به ترتيب معادل 1/7 ، 4/7 ، 7/7 ، 4/8 و 4/9 درصد هدف گذاري شده بود. ميانگين اين ارقام رشد 8 درصد را که هدف برنامه براي رساندن کشور به اهداف چشم انداز بود محقق مي کرد.اما آمارهاي دولتي نشان مي دهد دولت (به رغم آنکه اين هدف گذاري با توجه به پتانسيل ها و ظرفيت هاي کشور انجام شده بود) در تحقق متوسط رشد اقتصادي 8 درصد ناکام مانده است.برابر گزارش هاي رسمي دولت رشد اقتصادي در سال 84 حدود 4/5 درصد بوده که با هدف برنامه (1/7 درصد) فاصله دارد.در سال 85 هم اوضاع به مثابه سال اول اجراي برنامه بوده به طوري که رشد 4/7 درصد منظور شده در برنامه محقق نشده و گزارش ها نشان مي دهد اين رقم از 5/6 درصد فراتر نرفته است.

در سال 86 هم رشد 7/7 درصدي برنامه در عمل حداکثر 8/6 درصد پيش بيني شده است تا دولت نهم در سال سوم برنامه عملاً نتواند به هيچ کدام از شاخص هاي تعيين شده در طول سه سال دست پيدا کند.اما قطع اميد از تحقق متوسط رشد اقتصادي هشت درصدي در لايحه بودجه سال 87 متبلور شده است. دولت نهم رشد اقتصادي سال آينده را در لايحه بودجه بين 5/6 تا 8/6 درصد پيش بيني کرد که با رقم 4/8 درصد برنامه فاصله بسيار دارد. از اين رو بايد انتظار داشت که با توجه به پيش بيني خوش بينانه بودجه رشد اقتصادي متصور شده در برنامه براي سال 87 از همين حالا دست نيافتني باشد.

بدين ترتيب دولت اگر بتواند در سال 88 رشد 4/9 درصدي برنامه را محقق کند (اتفاقي که با توجه به عملکرد کنوني بعيد به نظر مي رسد)، اقتصاد ايران باز هم به متوسط رشد اقتصادي 8 درصد دست پيدا نمي کند زيرا ميانگين ارقام فوق به هفت درصد مي رسد که با هدف متوسط برنامه حداقل يک درصد فاصله دارد.

با اين حساب دولت نهم در اولين آزمون نتوانست يکي از شاخص هاي مهم اقتصادي را محقق کند. عدم تحقق اين شاخص به معناي آن است که اهداف ديگري نظير بهره وري، کاهش نرخ بيکاري و سرمايه گذاري که تشکيل دهنده عناصر اين رشد به حساب مي آمده اند تحقق نيافته است. اين درحالي است که سند چشم انداز کشور که ممهور به امضاي عالي ترين مقام رسمي کشور است با اتخاذ رويکرد آينده نگري چنين آهنگ رشدي (8 درصد) براي کشور بر اساس ضرورت داخلي و منطقه يي هدف گذاري کرد. رشد هشت درصد براي کشور و عقب نماندن از قافله توسعه يافتگي در منطقه ضرورتي بود که بحث براي هيچ انتخابي را باقي نگذاشته بود. شايد مسوولان دولت نهم اين اهداف گنجانده شده در برنامه را بلندپروازانه عنوان کنند اما شبهه آنان دو جواب دارد؛ جواب اول به طور مستقيم به خود دولت بازمي گردد. دولت نهم نزديک به 30 ماه فرصت داشت که اين اهداف را بازنگري کند. وقتي چنين کاري صورت نمي گيرد اهداف برنامه پذيرفته شده است. پاسخ دوم به عملکرد دولت قبلي بازمي گردد. دولت اصلاحات در سه ساله اول دوره دوم با مصرف 17 ميليارد دلار درآمد نفتي رشد اقتصادي هفت درصدي را براي کشور به ارمغان آورد؛ اقدامي که دولت نهم با دارا بودن 150 ميليارد دلار درآمد نفتي از تحقق آن عاجز مانده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 7:39  توسط حسين حيدري | 

 

:سازمان همکاري هاي اقتصادي و توسعه (OECD) در آخرين رده بندي ريسک هاي اعتباري به ايران رتبه 6 از 7 را داد.
سازمان
OECD که متشکل از کشورهاي اقتصادي توسعه يافته اروپايي و امريکاي شمالي است اين رده بندي را براساس عملکرد اقتصادي و سياسي کشورها مي دهد.

اين رده بندي که براي اخذ يا اعطاي اعتبار صادراتي کشورها اهميت بسيار دارد مي تواند در نرخ اعطاي وام بانک ها يا موسسات اعتباري نقش بسزايي ايفا کند.

در اين رده بندي که 210 کشور جهان را در بر مي گيرد رتبه 1 از لحاظ ريسک اعتباري در پايين ترين ريسک و رتبه 7 در بالاترين ريسک قرار مي گيرد.

رتبه 6 از 7 در حالي به ايران داده شده است که ايران تا شروع ماه مارس سال جاري ميلادي ( اسفند 85) رتبه 5 را داشت. هرچند که رتبه ايران از سال 2001 تا سال 2005 به عدد 4 تنزل کرده بود اما از سال 2005 اين رتبه به 5 و از جولاي سال جاري ميلادي به 6 افزايش يافت. افزايش رتبه ريسک اعتباري ايران را مي توان در قرارداد اخيري که ميان وزارت نفت ايران و شرکت سينوپک چين منعقد شد، مشاهده کرد. در اين قرارداد که پس از 3 سال مذاکره منعقد شد نرخ بازگشت سرمايه يا همان
ror روي 98/14 درصد يا همان 15 درصد بسته شد. اين در حالي است که ايران از مدت ها پيش علت عدم انعقاد قرار داد را به خاطر پيشنهاد 15 درصدي چين اعلام کرده بود. بنابر گفته اين سازمان رتبه 6 ايران که حدود يک ماه و نيم پيش اعلام شده حداقل تا پايان سال جاري ميلادي اعتبار دارد و رتبه جديد ايران از ابتداي سال آينده ميلادي اعلام خواهد شد. در رتبه بندي ريسک اعتباري رفتارهاي داخلي اقتصاد ، رفتارهاي بيروني سياسي يا همان تعاملات بيروني نقش بسيار مهمي را ايفا مي کنند. در حال حاضر دولت نهم در رفتارهاي داخلي اقتصادي نتوانسته اعتماد سرمايه گذاران را جذب کند، به طوري که نرخ رشد تشکيل سرمايه در سال 85 کاهش يافته است. بنابر گزارش بانک مرکزي اين نرخ نسبت به سال 1384 حدود 8/1 واحد درصد کمتر و اين کاهش بيشتر در بخش ماشين آلات بوده است. سازمان OECD در حالي نرخ رتبه بندي ريسک اعتباري ايران را 6 اعلام کرد که واحد اطلاعاتي اکونوميست هم تصوير خوشايندي از اقتصاد ايران براي امسال و سال آينده ارائه نداد.

بنابر گزارش اين نهاد بين المللي نرخ رشد اقتصادي ايران براي سال جاري بدون تغيير نسبت به سال قبل خواهد ماند. همچنين نرخ تورم بنابر اين پيش بيني براي امسال 17 درصد خواهد بود.

از سوي ديگر بنابر پيش بيني واحد اطلاعاتي اکونوميست نرخ رشد اقتصادي ايران در سال آينده ميلادي 4 درصد خواهد بود که در سال هاي بعد کاهش هم خواهد داشت. اين نهاد پيش بيني کرده است نرخ رشد اقتصادي ايران در سال هاي 2009 ، 2010 و 2011 به ترتيب 7/3 ، 5/3 و 4/3 درصد خواهد بود. همچنين نرخ برابري ريال در برابر دلار امريکا، آن گونه که اين نهاد برآورد کرده است از 940 تومان در سال جاري به 1250 تومان در سال 2011 خواهد رسيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 8:41  توسط حسين حيدري | 

يك بام ودو هوا

عدالت !مي خواهم فرياد ش بزنم  ،اما  زبانم درکامم نمی چرخدو قاصرازبيان اين واژه  پرمحتوا ، مي خواهم بنگارمش اما  توان  نگارش از دستان من صلب گردیده ،پس باآن همه تكراراين واژه زيبا دراين روزها ،چرا؟

. عدالت مگرنه اينكه  قرار گرفتن هرچیزی درجای حقیقی خودش می  باشدمگرنه اينكه بارها درنهج البلاغه ديده ام وتجسم نموده ام  آن عدالتي كه علي(ع) را به سخن گفتن با چاه وا مي داشت وبه ياددارم آن كلام زيباي فيلسوف مسيحي را  كه كفت ،علي را عدالتش كشت پس كجاست آن  عدالت.

دولت نهم با شعار عدالت محوري  پا به عرصه انتخابات كذاشت و اين واژه راتماما به نفع خود مصادره نموده وعدالت محوري را شعار پيشبرد اهداف سیاسی  خود قرارداد.اما تنها چيزي كه در عملكرد دولت نهم به چشم نمي خورد عدالت محوربودن اين دولت است زيرا براساس نظرات دولت نهم عملكرد دولت معيار عدالت است وتخطي از آن خلاف عدالت ودولت تمام امورات رابا افكار خود مي سنجد پس  ديدگاهاي دولت عين عدالت است وبايد عدالت باديدگاههاي   دولت همسو گردد نه دولت با عدالت .

دردولت نهم عدالت يك بام ودو هوااست زيرادولت كه با شعار عدالت محوري پا به عرصه رقابتها  گذاشته درعمل نه تنها چيزي از عدالت را سرلوحه خود قرارنداده بلكه با عملكرد خود به بي عدالتيها نيز دامن مي زند.رئيس دولت كه خود را پرچم دار عدالت ميداندبا عملكرد خود به مقابله  با عدالت پرداخته  زماني كه كسي دايه عدالت سر مي دهد اما خود با گفتار ورفتار خود نا عدالتيها را انجام مي دهد دراصل به بي عدالتي دامن مي زند دركجاي عدالت آمد تا با نفي ديگران وجود خود (من)مادي را اثبات كنيم خودي كه صرفا منشا شيطا ني دارد درزمان حكومت عدالت پرور علي حتي يهوديان نيز همانند مسلمانان از بركات حكومت بهر ه مي جستند اما درحكومت به اصطلاح عدالت پرور دولت نهم  به جرم سخني خلافُ عقاید دولت ازحق وحقوق اجتماعی محروم وروانه زندان می گردد جناب رئیس جمهوردردانشگاه کلمبیا به همه  حتی صهیونیستها اجازه حضور درسخنرانی شما را     می دهند اما دردانشگاه تهران به دانشجویانی که آینده این مملکت رارقم خواهند زد اجازه حضور درسخنرانی جنابعالی رانمیدهند وافرادگزینشی  به سخنرانی شمادعوت می گردند کجای این عمل منطبق با عدالت ودموکراسی هست که جنابعالی دردانشگاه کلمبیا از آن دم می زدی  .کجاست آن عدالتی که دانشجویان منتقد را ستاره دارمی کند واز تحصيل محروم  ایا این عدالت ودموکراسی است که افرادرا به دلیل بیان عقاید از تحصیل محروم نمایندوبازندگی انسانها  بازی نمايند وجنابعالی دم فرو بندی و دم از عدالت زنی آيا سخنان شما دردانشگاه كلمبيا با واقعیت شما در دانشگاه تهران منطبق مي باشد

نمونه بارزدیگرعدالت دردولت عدالت محور عملكرد صدا وسيما مي باشد .اين رسانه ملي كه با پول مردم اداره مي گردد  صرفا افكار جناح وابسته به دولت را اشاعه مي دهد وهمچنان به تخريب جناح رقيب مي پردازد زيرا براسا س عدالت دولت نهم تخريب ديگي براي اثبات خود مي باشد  

 نمونه بارزديگر عدالت محوري دولت نهم اهانت به مراجع عظام (آيت الله صانعي )وسكوت دولت در مقابل هتك حرمت عالم فقيد شيعه مي باشد اين عمل كه دردولت عدالت محور باب شده وروزنامه كيهان وروزنامه هاي اصول گرا به تخريب اين چهره انقلاب مي پردازند ودولت نهم سكوت انتخاب مي نمايد. دولت عدالت محور چطور طاقت ازكف ندادزماني كه روزنامه كيهان به مرجعيت شيعه توهين نمود آيا اگراين عمل شرم آوررا روزنامهاي اصلاحات درحد خيلي كمتر از اين انجام مي دادند واي اسلام عدالتخواهان مصلت انديش سر به فلك نمي تابيد. اين چه عدالتي است كه همواره راي  به محكوميت رقيب مي دهد آيا  توهين كيهان به مراجع مقدس وعدم برخورد دولت عدالت محور با اين روزنامه عين عدالت است

بياييد با اين واژه ها  وكلمات قديس بازي نكنيم وازاين واژه ها براي گول زدن مردم ورسيدن به اهداف سياسي خود استفاده ننماييم و بيش ازاين  لوثشان  نكنيم  ما دراين سالها شاهد تخريب واژه هاي مقدس   بوده ايم كه گروهها براي رسين به اهداف سياسي استفاده نموده اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:51  توسط حسين حيدري | 

 

: تهيه برنامه‌هاي كشور بر طبق فرم عادي و معمول در 27 سال گذشته بدين شكل بوده كه ابتدا دولت ماموريت به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور مي‌داد تا مقدمات اين كار را فراهم كند و بعد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي با مشورتي كه با بخش‌هاي مختلف و وزارتخانه‌ها داشت، يك فراخوان عمومي را براي اظهارنظر در مورد چگونگي تهيه برنامه توسعه و خط‌ و مشي‌ها مي‌داد و براساس اين فراخوان كارشناسان اقتصادي هر كدام براساس ظرفيت و تخصص خود اين فراخوان را مورد بررسي قرار مي‌دادند. : بعد از ارزيابي اين فراخوان يك كنفرانس كنگره ملي گذاشته مي‌شد و در اين كنگره به مدت سه روز كارشناسان در مورد تدوين اين برنامه اظهارنظر مي‌كردند و كميته‌هاي مختلفي مانند كميته اقتصاد كلان، سرمايه‌گذاري و تجارت خارجي و مواردي از اين دست شكل مي‌گرفت و ديدگاه‌ها و نظرات در مورد اين برنامه جمع بندي و نهايي و سپس به سازمان مديريت و بر نامه ‌ريز ي ارسال  و در آخر  به  دولت  ابلاغ   مي‌شد و در دولت  نيز در  اين  زمينه كميسيون‌ ها يي  تشكيل  مي ‌شد و به جمع ‌بندي  نهايي مي‌رسيد.اما در تدوين  برنامه‌ها به خصوص برنامه پنجم توسعه، الگو قانون اساسي مورد بي‌مهري قرار گرفته است ودر حال حاضر ما يك سند  بالادستي به نام  سند چشم‌انداز 20 ساله داريم و برنامه پنجم نيز براساس اين سند بايد طراحي شود تا از اين طريق به رتبه اول اقتصادي، علمي در منطقه دست يابيم و برنامه را بايد در طول اين محور شكل دهند.
اما در تركيب شورايي كه براي تدوين برنامه پنجم شكل گرفته فقط يك نفر داراي سابقه كار در برنامه‌ريزي و سه نفر آشنا به اقتصاد هستند و اين تركيب غيرتخصصي مانع موفقيت آنها مي‌شود.همچنين درتركيب شوراي تدوين برنامه پنجم توسعه كشور، حضور نمايندگان مجلس و بخش خصوصي بسياركمرنگ ميباشدو حضور نمايندگاني از بخش‌هاي مختلف و توليدكنندگان صنايع بزرگ و كوچك حس مي‌شود .: افرادي كه ماموريت يافته‌اند در زمينه برنامه‌ريزي و طراحي سياست‌هاي كلان فعاليت نمايند تجربه چنداني ندارندكه اين ضعف اساسي در تركيب اين شورا رانشان مي  دهد به دليل حرفه‌اي و تخصصي و تركيب تخصص‌ها و تجاربي كه بايد در توليد برنامه نقش داشته باشد تركيب بسيار ضعيفي است و پيش‌بيني ي شود كه اين تركيب نتواند يك برنامه درستي را طراحي كند. ازاينرو بهتر بود ماموريت اين كار را به معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي بدهند تا ستاد برنامه در اين معاونت شكل بگيرد كه قطعا بازدهي بهتري را به همراه داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:53  توسط حسين حيدري | 

 

اعتماد:«نرخ بيکاري تک رقمي شد،» اين تيتري بود که ظرف چند روز گذشته به نقل از مرکز آمار ايران بر پيشاني بسياري از روزنامه ها و خبرگزاري هاي نزديک به دولت نشست و نه تنها شگفتي کارشناسان و دست اندرکاران را برانگيخت بلکه باعث تعجب مردم عادي شد. مجاورت روزنامه هايي که خبر از کاهش بيکاري مي دهند و آدم هايي که لابد به هواي يافتن کار، هنگام عبور از مقابل کيوسک هاي روزنامه فروشي با تيتري مواجه مي شوند که خبر از کاهش حيرت انگيز تعداد بيکاران مي دهد، ناخودآگاه موقعيتي عجيب خلق مي کند.
جالب مي شود اگر تصور کنيم که فشار طعنه هاي ناشي از حيرت مردم عادي سبب شده است مرکز آمار ايران با برپايي نشستي مطبوعاتي، درباره «تک رقمي شدن نرخ بيکاري؛ طبق آمار،» توضيحاتي ارائه کند. اين جلسه مطبوعاتي امروز ك يکشنبه ك در حالي که شما مشغول مطالعه اين متن هستيد در جريان است.

تناقض در آمار
چند روز پس از اعلام مرکز آمار در حالي که بسياري از کارشناسان معتقد بودند اين آمار با آمارهاي وزارت کار هم تناقض دارد، واحد اطلاعات اکونوميست در تازه ترين گزارش خود پيش بيني کرد که نرخ بيکاري ايران در سال جاري به 12 درصد خواهد رسيد. اين واحد در گزارش ماه سپتامبر خود به بررسي وضعيت کار در ايران پرداخت و اعلام کرد که در سال گذشته نرخ بيکاري در ايران 6/11 درصد بوده است و اين نرخ طي سال جاري معادل 12 درصد و سال آينده برابر با 5/12 درصد خواهد بود.

در ادامه اين گزارش آمده نيروي کار ايران که در سال گذشته معادل 24 ميليون و 300 هزار نفر بوده با 8/2 درصد تغيير در سال جاري به 25 ميليون نفر خواهد رسيد و اين رقم طي سال هاي 87 و 88 به ترتيب 7/2 و
6/2 درصد افزايش داشته و به ترتيب به 25 ميليون و 600 هزار نفر و 26 ميليون و 300 هزار نفر خواهد رسيد. همچنين به موجب اين گزارش پيش بيني شده که در سال هاي 88 و 89 نيز نرخ بيکاري روند صعودي خود را حفظ کرده و به ترتيب به 9/12 و 2/13درصد برسد. در سال 89 نيز نيروي کار 27 ميليون نفري پيش بيني شده است و رقم 27 ميليون و 700 هزار نفر و 1/14 درصد ارقامي هستند که به ترتيب براي نيروي کار و نرخ بيکاري ايران در سال 90 به ثبت خواهد رسيد که با تداوم آهنگ رو به رشد اين شاخص ها در سال 1391 معادل 28 ميليون و 300 هزار نفر و 15 درصد خواهد بود. به گزارش ايسنا در حالي روند صعود نرخ بيکاري در کشور و رسيدن اين نرخ به 12 درصد در سال جاري توسط واحد اکونوميست اعلام شده است که در چند روز اخير مرکز آمار ايران بر اساس نتايج طرح آمارگيري نيروي کار در تابستان سال 86 نرخ بيکاري در کل کشور را 9/9 درصد اعلام کرده بود.
همچنين در گزارش مرکز آمار کشور نرخ بيکاري در بين مردان 5/8 درصد و در بين زنان 3/15 درصد اعلام شده بود که براي کاهش نرخ بيکاري زنان و مردان داراي تحصيلات عالي به 4/8 درصد در سال 88، لازم است به طور متوسط سالانه 338 هزار فرصت شغلي جديد براي فارغ التحصيلان دانشگاهي ايجاد شود.
علاوه بر اين طبق اعلام مرکز آمار ايران همچنين نرخ بيکاري در نقاط شهري 3/12 درصد و در نقاط روستايي 2/5 درصد است و بررسي روند تغييرات نرخ بيکاري کل کشور نشان مي دهد که اين شاخص نسبت به فصل مشابه در سال قبل 3/0 درصد و نسبت به بهار سال جاري 8/0درصد کاهش يافته است.
از سويي ديگر به گفته محمدباقر نوبخت عضو هيات علمي و معاون پژوهش هاي اقتصادي مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام طبق اعلاميه توسعه هزاره سازمان ملل که به امضاي 189 کشور رسيده بود تا سال 2015 در حالي اشتغال کامل در کشورهاي جهان ايجاد خواهد شد که ايران تعهد رسيدن نرخ بيکاري خود به هفت درصد را در اين سال پذيرفته بود، اما آمارها نشان از حرکت نامطلوب جهان و ايران در اين زمينه دارد و با اين روند ايران در سال 2015 به نرخ بيکاري هفت درصد نخواهد رسيد. حال بايد ديد که مرکز آمار ايران امروز در زمينه اين آمار چه نظرياتي دارد؟ آيا اين تفاوت در آمارها مانند قضيه نرخ تورم تفاوت در چگونگي محاسبه است يا منابع داخلي و خارجي اشتباه مي کنند؟  
فاصله کنترل تا کاهش بيکاري
گزارش مرکز آمار ايران درخصوص تک رقمي شدن نرخ بيکاري در حالي منتشر شده که وزارت کار ايران پيش از اين اعلام کرده بود براي اينکه شمار بيکاران افزايش نيابد، بايد سالانه يک ميليون و 200 هزار شغل ايجاد شود.محمد جهرمي وزير کار ايران چندي پيش گفته بود که در دو سال گذشته دولت فقط توانسته نرخ بيکاري را کنترل کند تا افزايش نيابد.
دولت گزارش هاي متفاوتي درباره تعداد شغل هايي که در اين دو سال ايجاد شده، منتشر کرده است اما بالاترين آمارها نيز نشان نمي دهد که دولت توانسته باشد براي بيش از يک ميليون نفر شغل ايجاد کند.
مهمترين تحول دو سال گذشته اختصاص بخشي از منابع بانکي براي ايجاد شغل بوده است. بر اساس گزارش هاي وزارت کار ايران در سال گذشته ده هزار ميليارد تومان از منابع بانکي به بنگاه هاي زودبازده اختصاص داده شده و در سال جاري نيز سي هزار ميليارد تومان تسهيلات بانکي براي ايجاد شغل و راه اندازي بنگاه هاي توليدي اختصاص يافته است.
به عقيده کارشناسان بخشي از آمارهاي دولت نهم مربوط به طرح هايي است که از اين وام ها استفاده کرده و بخش عمده يي از آنها هنوز به بهره برداري نرسيده است.
در طول پنج سال برنامه سوم توسعه، به طور متوسط سالانه 580 هزار شغل ايجاد شده و جمع کل شغل هايي که در طول پنج سال ايجاد شد، حدود دو ميليون و 900 هزار شغل بوده است.
به گزارش وزارت کار ايران تعداد شغل هاي ايجاد شده در دو سال گذشته تقريباً دو برابر شده و به طور متوسط سالانه نزديک به يک ميليون شغل ايجاد شده است. کارشناسان با ترديد به آمارهاي منتشر شده از سوي وزارت کار مي نگرند و مي گويند به فرض صحت اين آمار باز هم نرخ بيکاري نمي تواند يکباره به کمتر از ده درصد رسيده باشد.
به عقيده اين کارشناسان ايران براي غلبه بر مشکل بيکاري نيازمند رشد اقتصادي بالاي هفت درصد است اما در طول چند سال گذشته متوسط رشد اقتصادي در حد پنج درصد بوده است.
جمعيت ايران در 28 سال گذشته تقريباً دو برابر شده و بسياري از کساني که در سال هاي بعد از انقلاب متولد شده اند اکنون در رديف متقاضيان شغل قرار دارند.
علاوه بر حدود سه و نيم ميليون بيکار، هر ساله دست کم حدود هشتصد هزار نفر نيز وارد بازار کار ايران مي شوند و کارشناسان بر اين باورند که اقتصاد کنوني ايران توان کافي براي پاسخگويي به اين حجم از متقاضيان کار را ندارد.

     پايان خبر

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 7:35  توسط حسين حيدري |